تبليغاتX
دل من شکوه نکن ... دنیا وفا نداره

Image and video hosting by TinyPic

حال جلوه ی عاشق امام حسین(عَلَیهِ السَّلامِ) در روز عاشورا برای رسیدن به معشوق٬ جلوه مافوق انسانهاست٬ و نمایش این عاشقی زمانی است که یاران و بستگان آن حضرت به شهادت رسیدند و او تنها ماند٬ و بعد از آن که با اهل خیام وداع کرد. هم مانند شیر بیشه ی شجاعت به میدان تاخت و به جنگ با دشمن پرداخت٬ به جانب راست دشمن حمله میکرد و این شعر را میخواند:

الموت اولی من رکوب العار    والعار اولی من دخول النار

( مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و پذیرفتن ننگ بهتر از ورود در آتش دوزخ. )

و به جانب چپ دشمن حمله میکردو میگفت:

انا الحسین بن علی آلیت ان لا انثنی    احمی عیالات ابی٬ امفی علی دین النبی

( من حسین پسر علی هستم٬ سوگند یاد کردم که در مقابل دشمن سر فرود نیاورم٬

من از اهل و عیال پدرم حمایت میکنم و در راه دین پیامبر (ص) کشته شوم. )

بعد از آن که جنگ نمایانی نمود٬ یک مرتبه شمر ملعون فریاد زد چرا مهلت اش می دهید؟

پس از اطراف بر آن بزرگوار حمله آوردند.

زرعه بن شریک٬ ضربتی به شانه ی مبارکش زد.

و دیگری با شمشیر ٬ چنان ضربتی به عاتق مقدسش زد که از شدت آن ضربت٬ حضرت به رو افتادند.

در این حال که گاهی بلند می شد و گاهی می افتاد٬ از شدت جراحت طاقت نشستن نداشت.

سنان بن انس نخعی اشقی الاشقیا٬ با نیزه به ترقوه مبارکش زد.

پس نیزه را آن ملعون بیرون کشیده و به اطراف سینه مبارکش می زد.

آه آه ! در این حال یک مسلمان رحم اش نیامد؟!

که به یک دفعه سنان شقی یک تیری به گلوی مبارکش زد.

حضرت به روی زمین افتاد و برخاست٬ نشست و تیر را از گلوی مبارکش بیرون کشید و دست مبارک را زیر گلو خون آلود گرفته٬ وقتی که پر از خون می شد به صورت و ریش مبارک می مالید و می فرمود:

(*هکذا حتی القی الله مخضبا بدمی مغصوبا علی حقی*).

 

شمر ملعون که لعنت خدا بر او باد

لعنت خدا بر یزید بن معاویه

سرش را از قفا می برند و خیمه ها و حرم او را غارت می کنند و سرهای مقدس او و یارانش را همراه بانوان و خاندان وحی در شهر می گردانند.

حضرت زینب(عَلَیهِ السَّلامِ) صدا زد:

( ویلکم اما فیکم مسلم )

آیا در میان شما یک نفر مسلمان نیست.

ندانم ای شه خوبان چه بود تقصیرت      که آن به تیر زند و آن یکی بر شمشیرت

مشبک است چرا سینه ات ز نوک خندک      شوم فدای تو و سینه ی پر از تیرت

کسی کمان نکشید و به قتل صید حرم          چه شد که تیر زنندی بسان نخجیرت

سرت شکافته٬ پهلو دریده٬ تن مجروح              هنوز تا چه مقدر بود تقدیرت

 *********

همه جا شور عزای تو به پا می بینم         عالم اندر غم تو غرق عزا می بینم

همه جا نام دل آرای تو را می شنوم        جلوه روی تو را در همه جا می بینم 

در هوای تو چنان دیده دل صافی شد     هر کجا می نگرم٬ کرب و بلا می بینم

هر کجا زمزمه آب روان می شنوم         در خیالم لب عطشان تو را می بینم

خیمه گاهت به لب آب و تو اندر تک پو  کعبه و زمزم از این مروه صفا می بینم

تو خلیلی و ذبیح الهت اکبر باشد             دشت خونین بلا را چو منا می بینم

عجب از صبر تو دارم که به دریای بلا       بر لب تشنه تو حمد و ثنا می بینم

تا شود منتشر اسرار شهادت همه جا        زینب آواره چنین با اسرار می بینم

 

+ نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 16:58 توسط بهاره |