مرا بخوان .....


هر چند سلام سر آغاز دردناک خداحافظی است. ولی بگذار خداحافظی سلامی نو باشد.
بگذار سرنوشت و تقدیر بازی خویش را ادامه دهند. من و تو در این بازی یار و مونس یکدیگریم.
بگذار بگریم که جز اشک مرحمی نیست مرا.
در خلوت سکوتم قدم می نهم و قلبم را آرام آرام تسکین می دهم.
چرا که می خواهم در آن بذر محبت بکارم .
سکوتم را دوست دارم زیرا در آن هزاران فریاد نهفته است.
و تو ای مهربان! فریادم را از سکوتم و از چشمان خسته ام بخوان و مرا یاری کن.

+ نوشته شده در یکشنبه 5 آذر1385ساعت 16:36 توسط بهاره |



