زندگی 


زندگی یعنی چکیدن مثل شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن
می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
می توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود
می توان هر جا ........


زندگی یعنی عشق ... عشق یعنی درد ... درد یعنی سوختن برای وصال


زندگی کتابی است که تعداد صفحات آن بی شمار است.
که توی یکی از صفحات آن قصه ی من و تو نوشته شده است.


زندگی را دوست دارم در پناه نام دوست
نام دلجویی که عاشقی نام اوست.


کتاب زندگی یک قصه دارد و تو آن ماجرای بی نظیری.
و حالا قصه ی من قصه ی توست
و شاید قصه ی من ماجرایت.


زندگانی همه عشق است ولی صد افسوس
حاصل عشق به جز حسرت و ناکامی نیست.




